مطالعه امنیت ایران توافق ایرانی ایرانی ها

مطالعه: امنیت ایران توافق ایرانی ایرانی ها رییس جمهور اخبار سیاست خارجی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری من ترانه، حال نزاری دارم!

اگر اهل شعر و شاعری باشید، که با توجه به تعداد بالای شاعران در پهنه سرزمین آریایی، دور از ذهن نیست که اغلبتان بوده باشید، یا اگر حتی علاقه‌مند به آن، لابد این ق

من ترانه، حال نزاری دارم!

من ترانه، حال نزاری دارم!

عبارات مهم : ترانه

اگر اهل شعر و شاعری باشید، که با توجه به تعداد بالای شاعران در پهنه سرزمین آریایی، دور از ذهن نیست که اغلبتان بوده باشید، یا اگر حتی علاقه مند به آن، لابد این قول معروف را شنیده اید که «نون تو ترانه س!» این باور، مبتنی است بر این که هنگامی که کسی شعر نمی خواند، می توان ترانه نوشت، احیانا با این فرض که کار راحت تری هم هست، و آن را به خواننده ها و آهنگسازها فروخت و کسب درآمد کرد. .

به گزارش جاجم آنلاین، این، تنها صورت مساله هست. جدای از این که ترانه نوشتن، خلاف باور عموم، ساز وکارهای پیچیده ای هم دارد، امروز باید پرسید وضع ترانه نویسی چگونه است؟ ترانه سراها می توانند به سهولت آثار خود را به اصطلاح در بازار آب کنند؟! چه کسانی می توانند وارد این بازار شوند و چه کسانی بیرون خط می مانند؟ ترانه امروز، همگام با موسیقی ما پیش رفته است؟ در این گزارش به این پرسش ها پاسخ خواهیم گفت.

من ترانه، حال نزاری دارم!

ترانه جهت کدام خواننده؟

این روزها حتی آگهی «موسیقی و تنظیم رایگان جهت شما» را روی دیوارهای شهر می توانید بشنوید. یعنی بازاری شکل گرفته که به دنبال جذب خواننده خوب است و او را با از بین بردن هزینه های اولیه جذب می کند.

بنابراین دیری نمی پاید که این اتفاق جهت ترانه نویس ها هم رخ خواهد داد. ولی همین حالا، آیا ترانه نویسی، انجمن های ترانه، انتشار کتاب های ترانه و… داغ نیست. آیا مانند دهه پیش که چندین انجمن ترانه، به برگزاری جلساتی فعال همیت می گماشتند، ترانه سراها محافل مشخص و ثابتی ندارند؟ امروز به نظر می رسد جز چند ترانه سرای معروف که تجربه همکاری با خوانندگان را دارند، خیل عظیم ترانه سراها بیرون خط مانده اند.

اگر اهل شعر و شاعری باشید، که با توجه به تعداد بالای شاعران در پهنه سرزمین آریایی، دور از ذهن نیست که اغلبتان بوده باشید، یا اگر حتی علاقه‌مند به آن، لابد این ق

بیشتر کتاب های ترانه ای که منتشر می شود، ترانه هایی نیست که پیش از این خواننده ها آنها را خوانده باشند و متن هایی هستند که ظاهرا به امید خوانده شدن نوشته شده است اند ولی راهی کتاب ها شده است اند؛ کتاب هایی که امروز شمارگانشان تا ۳۰۰ جلد هم تنزل کرده هست. با این حال، بین این ترانه ها ترانه های موفقی نیز می توان یافت که می توانستند بسیاری از موسیقی های پاپ این چندساله ما را تغذیه کنند. ترانه، چه بپذیریم و چه نه، زیاد به عنوان متنی واسط مطرح هست؛ متنی که نوشته می شود تا با موسیقی خوانده شود.

با این حال، یک ترانه سرا اعتقاد است اتفاقا ترانه هایی که بی توجه به ساز و کارهای موسیقیایی و صرفا جهت کتاب شدن نوشته می شوند اغلب موفق ترند.

سیدعبدالجواد موسوی دراین باره می گوید: «وقتی شعری می نویسی ولی زبان آن را می شکنی و به زبان محاوره نزدیکش می کنی و هنگامی که این را لزوما جهت موسیقی و ملودی نمی نویسی، با نوعی رهایی مواجهی. در واقع تو این گونه با نیت نوشتن شعر، به زبان شکسته و عامیانه نوشته ای و این موفق تر است.

من ترانه، حال نزاری دارم!

چون دچار مزاحمت ملودی نیستی. هنگامی که شما ترانه را آگاهانه جهت اثری موسیقایی می نویسی، باید ملاحظات متفاوت را در نظر بگیری؛ این که خواننده مرد است یا زن، صدای بم دارد یا زیر. فراز و فرودها چیست و… . بنابراین هنگامی که نه با معیارهای موسیقی و ترانه، بلکه به فراخورهای شعری، می نویسیم، اغلب موفق تر خواهد بود. حال در نظر بگیرید ترانه هایی را که آهنگسازهای ما بر اساس آنها ملودی ساخته اند؛ این ها اغلب آثار شاخصی شده است اند.»

ترانه فقط پاپ نیست

اگر اهل شعر و شاعری باشید، که با توجه به تعداد بالای شاعران در پهنه سرزمین آریایی، دور از ذهن نیست که اغلبتان بوده باشید، یا اگر حتی علاقه‌مند به آن، لابد این ق

یکی دیگر از مسائلی که اهمیت ترانه نویسی را بیش از پیش یادآور می شود، سلطه ترانه های پاپ بر همه انواع موسیقی هست. بسیاری از موسیقی های آلترناتیو که به صورت رسمی در کشور تولید می شوند، یا از ترانه هایی استفاده می کنند که زیاد مناسب فضاهای لطیف موسیقی پاپ هست، یا این که یکسره سراغ از شعرهای کهن مثل خیام و حافظ و مولوی می گیرند.

این باعث شده است که ما تقریبا هیچ ترانه ای جهت موسیقی های غیرپاپ و غیرسنتی مان نداشته باشیم. شاید یک علت بروز این وضع همین باشد که محمد صالح علا، مجری محبوب برنامه های تلویزیونی که البته سال ها او را به عنوان ترانه نویس آشنا ایم به جام جم می گوید: «ترانه، مماس با ذائقه ملی است.

من ترانه، حال نزاری دارم!

ما اغلب مایل به غذای ملی خودمان هستیم و نه غذای بیگانه. مگر این که ذائقه مان را با زندگی در آن جا و خوردن آن خوراک عوض کردن بدهیم، ولی با این حال مزه آن غذای ملی هر لحظه در ذائقه ما خواهد بود». در واقع از پاسخ او می توان این گونه تعبیر کرد که هنوز این موسیقی ها به ذائقه ما نزدیک نشده اند و چون این فاصله را برنداشته ایم، دست کم در حوزه کلام تلاش می کنیم ذائقه را چندان عوض کردن ندهیم تا این موسیقی ها شنیده شوند.

عبدالجواد موسوی ولی اعتقاد است بااهمیت ترین مولفه در این باره، همخوانی کلام و موسیقی است و نمی توان قاعده ای جهت این که چه نوع موسیقی ای چه جنس ترانه ای می طلبد وضع کنیم. او می گوید: «ما البته نمونه چندانی هم در این گونه موسیقی ها نداریم که بتوان به بررسی ارزش نشست. در بسیای از موارد مسئله عمده این است که با همخوانی کلام و موسیقی مواجه نیستیم. موسیقی به تفکیک کلامی که می طلبد، قاعده و سامان مشخصی ندارد.

افاده شاعران، طبق طبق!

باوری عمومی مطرح است که می پندارد، ترانه چون جهت عوام و با زبان عامیانه نوشته می شود، متنی سخیف است و به عکس، شعر، جایگاهی رفیع را به خود تخصیص داده شده است داده هست. خود ترانه سرایانی که تلاش دارند به عنوان شاعر آشنا شوند و نه ترانه سرا، زیاد به استقرار این وضع و باور دامن زده اند. همین باور باعث شد که هنگامی که سال گذشته باب دیلن، به عنوان خواننده ترانه سرا، نوبل ادبیات را برد که هیچ گاه به یک ترانه نویس اهدا نشده بود، بیشترین شگفتی را ایرانیان ابراز کردند!

عبدالجواد موسوی اعتقاد است تصور این که شاعران، ماهیتا مرتبه ای رفیع تر نسبت به ترانه نویس ها دارند، باطل است: «از قدیم الایام هم همین گونه بوده هست. ایرج میرزا هم به عارف قزوینی می گفته تو شاعر نیستی و تصنیف سازی. یکی از دلایل بروز این وضع، تبختر خود شاعران است.

از سویی تاریخ گردن کلفت شعر فارسی هم کار را سخت کرده. جنس کلام هم مساله هست؛ شعر ما اغلب نخبه گرا بوده و ترانه ماهیتا با زبان عوام نوشته شده». او راجع به سویه های متفاوت این تصور توضیح می دهد: «تا چند سال پیش، ترانه نوشتن به زعم بسیاری از اهالی ادبیات کفر تلقی می شد! می گفتند هر کس سواد ندارد و کم مایه هست، ترانه نویس می شود… به ترانه اهمیت نمی دهیم.

ترانه های شاعران بزرگ ما مثل شاملو را هم به همین علت جدی نمی گرفتند و همین شاید باعث شد شاعری مثل یدالله رویایی فقط یک ترانه بنویسد و همان هم ترانه درخشانی است که محمد نوری خوانده هست. بعد از درگذشت جمشید ارجمند هم متوجه شدم که او ترانه می نوشته. تاریخدان و ویراستاری باسواد که شاید به همین فراخور ترانه سرایی اش را پنهان کرده بود».

محمد صالح علا ولی آتش تندتری در مقایسه ترانه و شعر و تصور عموم و ترانه نویس ها از این دو مقوله دارد. او می گوید: «مقایسه ترانه و شعر اساسا درست نیست. من هرگز شعر نگفته ام، از هر لحظه تنها ترانه نوشته ام. ترانه نوشتن اتفاقا بسیار دشوارتر از نوشتن شعر هست؛ شعر پدیده ای است که هر وقت شیرش را باز کنی جریان دارد، ولی ترانه این طور نیست. عوالمی دارد که باید خودش سراغ آدم بیاید.

احوال و مقدماتی دارد. از این روست که می گویم سخت هست. با این که شعر هم همین طور است ولی ترانه مبتنی بر موزیک و موسیقی و از همه مهم تر به قول یک لغت شناس روسی، مبتنی بر لحن است و نه کلمه. کامل تر این که مبتنی است بر کلمات ملحون. ترانه بسیار پیچیده و رازآلود است.»

ترانه دیگر مهم نیست؟

امروز لابد شما هم موافقید که ما در موسیقی پاپ، که البته محمد صالح علا دوست دارد آن را موسیقی «مردم وار» بنامد، با آهنگسازی ها و تنظیم های به مراتب استانداردتری مواجه هستیم. ولی بسیاری از همین قطعات موفق، مطلقا ترانه های برجسته ای ندارند. صالح علا اعتقاد است بروز این وضع از آن روست که موسیقی و ملازمات و ملاحظاتش را می توان آموخت ولی هیچ گاه نمی توان تخیل کردن را به کسی در کارگاه های ترانه نویسی یاد داد.

عبدالجواد موسوی از سوی دیگر بر این باور است که هنگامی که با تعدد آثار مواجهیم طبعا از کیفیات آنها کاسته می شود. او دراین باره می گوید: «از سه ضلعی که یک قطعه موسیقایی را می سازند، امروز در ظاهر ترانه کم ترین اهمیت را دارد. این نقطه ضعف موسیقی پاپ امروز هست. ترانه باید زمزمه شود؛ ترانه موفق ترانه ای است که به خلوت مخاطب راه بیابد. در حالی که ترانه مبتذل را رغبت نمی کنیم به یاد بسپاریم.

هر وقت هر سه ضلع این مثلث، یعنی ترانه سرا، خواننده و آهنگساز همسنگ بوده اند اثری موفق متولد شده است هست. ترانه آثار امروز به قوت خواننده ها و موسیقی نیست. شاید از همین روست که به عنوان نمونه محسن چاوشی ترجیح می دهد از شعر کلاسیک زیاد استفاده کند تا از متنی که می خواند مطمئن باشد». اشاره او به آثاری از محسن چاوشی است که در آنها غزل هایی از مولانا را خوانده هست، هر چند محسن چاوشی، ترانه های پاپ بسیار موفق و چشمگیری هم در کارنامه دارد.

صابر محمدی

واژه های کلیدی: ترانه | موسیقی | خواننده | خواننده | اخبار فرهنگی و هنری


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs